تبليغاتX
من تنها ماندم تو نمان در تنهای خود به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است...." به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است......" به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم.."
قصه عاشقان

عشق گناه است !!!!!!!!!!؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 4:37  توسط دیونه | 

تصویر چشمان تو را در رویا ها کشیدم، باغ گلی از جنس نیلوفر

کشیدم، تو گم شدی در جاده های ساکت و دور، من هم به دنبال

نفس هایت دویدم

  لحظه هایتان همیشه آرام باد. دوستتون دارم 



اسپرسو را سر بکش عشق من

برایم بگو

لبهایش چقدر شیرین بود ؟!

چقدر شیرین که مرا به یک شب کناره او فروختی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 4:30  توسط دیونه | 


کاش غصه تموم میشد کاش گریه نمی کردم

من باعث و بانی شم دنبال کی می گردم

تقصیر خودم بوده هر چی که سرم اومد

از هر چی که ترسیدم عیناً به سرم اومد

تا حس منو دیدی احساس خطر کردی

تا رازمو فهمیدی دنیا رو خبر کردی

این حادثه تلخو از چشم تو می دیدم

تو روی دنیا بود من پشت تو جنگیدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 4:28  توسط دیونه | 

در قلبم یکی مرا صدا میزند ، میشنوم،

یکی نام مرا فریاد میزند ، حس میکنم ،یکی مرا احساس میکند

در قلبم یکی بی قرار نشسته ، به عشق همیشه با هم بودن  

با رویاهای قلبم عهد بسته

در قلبم یکی مرا صدا میزند ، یکی درد دلهای مرا جواب میدهد،

هر زمان شادم او شاد است و هر زمان که غمگینم، او نیز پر از غم است

من تنها یکی را در قلبم دارم ، همانی که تنهایی ام را با عشق پر کرده ،

همانی که رویاهایم را به حقیقت نزدیک کرده

تو در قلبمی و مرا درک میکنی ، تو میفهمی و مرا آرام میکنی ،

میدانی چقدر دوستت دارم و به خاطر همین است که سکوت میکنی

همین سکوت است نشانه عشق تو ، چه زیباست در آن لحظه لبخند روی لبان تو

خودت میدانی که میدهی به من نفس ، خودت میدانی چه هستی برایم ،

چه کردی با دلم ، من چه کسی بودم و اینک با تو چه شده ام!

هیچکس نمیتواند جز من و تو عشقمان را درک کند ،  

محال است قلبم بی تو این دنیا را ترک کند،

زنده میمانم تا جایی که بتوانم در این دنیا در کنارت ، میرویم با هم از این دنیا ،

بگذار خورشید سوزان هر چه میخواهد بر روی دریای عشقمان بتابد!

چراغ راه عشقمان همیشه روشن است ،بگذار شب بیاید و جای روشنی ها را بگیرد

در قلبم یکی مرا صدا میزند ، صدایش دیوانه میکند مرا ، احساسش عاشقتر میکند مرا

احساسی همصدا با نفسهایم ، نفسهایی که همنواست با احساسات تو

چه زیباست نوای نفسهای قلب تو

یک هیچ تا ابد به نفع تو....  

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 4:27  توسط دیونه | 

دلم براي کسي تنگ است 

که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد



دلم براي کسي تنگ است



که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کن



دلم براي کسي تنگ است


که تنم اغوشش را مي طلبد


دلم براي کسي تنگ است


که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 1:58  توسط دیونه | 

خرمم با همه غم ها چو همی دانستم :

غم از او ، شادی از ، شور از او...

گر زند ناوک غم بر دل زارم چه کنم؟

دل از او ، ناوک از او، مرهم از او....

 

ای خدا جون شکرت....

چقدر خوبه که هستی...

 

 

 

لالا دارم...به اندازه ی ۲۱*۳۶۵ شب لالا دارم.

امروز صبح زود بیدار شدم و رفتم دانشگاه.تا طرفای ۱۲ کارم طول کشید.بعدش رفتیم با سارا یه کادوی کوشولو واسه سالگرد دوستیش با نی نیش خریدیم و تا خوه پیاده رفتیم و تو راه کلی حرف زدیم.از لطف شمام ممنونم آقا آرش بابت حرفایی که راجع به من به خونواده ی سارا گفتین.واسه من عزیز تر از این حرفا بودین به عنوان یه دوست و فامیل و....تو هم مثه بقیه دیگه هیچی نیستی واسه من.هیچی!!.عادت دارم....

 

همیشه سخت ترین سیلی و از کسی می خوری که بهترین نوازشگرش بودی...

 

باز من لالا کردم و ساعت ۵ زدیم بیرون و نشستم تو میدون تختی تنهایی.بعدش مهناز اومد دنبالم و رفتیم ماشین بازی و شیطونی و ...

امروز میتینگ بود.من نرفتم.مثه سگ از ترگل دلخورم.دیگه هم حوصلش و ندارم.هر کاری دلش میخواد بکنه....

 

ساعت ۷ رفتیم دنبال نی نیه مهناز و من جدا شدم ازش.بعدشم با پیشی....

اومدم خونه و یه دوش سرد و موزیک....

البته به نی نی بارسام زنگیدم.کلی خندیدیم و چرت و پرت گفتیم.حرفیدن باهاش لذت بخشه.البته فقط حرفیدن باهاش اونم تعریفای چرت و پرت،نه چیز دیگه!!(واسه خنده)

 

هوس اس ام اس بازی و مزاحم تلفنی و میس بازی و مردم آزاری کردم.

 

امشب می خوام تا صبح آنلاین باشم

دیگه چی بگم؟؟

دیگه همین!!

 

 

کل آهنگایی که داشتم و دانلود کردم پرید.دارم مهستی می گوشم.عاشقشم.یادش بخیر...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 3:2  توسط دیونه |